یادمان: سایه
صدای مردم  
info@sedayemardom.net    

صفحه اصلي   |  خسرو روزبه   |  احسان طبری  |  دکتر تقی ارانی   |   به آذین   |   سایه   |   بیژن   |   کسرايی   |   جزنی   |   یاد یاران   |   درباره ما  

ز دورباش حوادث دلم ز راه نرفت

بیا که با تو هنوزم هزار پیوندست
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
آن که حق است گمانش به گمانِ تو که نیست

گفت بیرون ز جهان است جهانِ تو که نیست
امیر هوشنگ ابتهاج معروف به «ه.الف سایه»، شاعر متخلص به سایه و موسیقی پژوه ایرانی است. او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
پرده افتاد
صحنه خاموش
آسمان و زمین مانده مدهوش
نقش ها رنگ ها چون مه و دود
رفته بر باد
مانده در پرده گوش
رقص خاموش فریاد
بال فرشتگان سحر را شکسته اند،
خورشید را گرفته به زنجیر بسته اند،
اما تو هیچگاه نپرسیده ای که :
مرد!
خورشید را چگونه به زنجیر می کشند؟
هوشنگ ابتهاج (سایه) در نخستین بهار پس از کودتای سال ۱۳۳۲ و قلع و قمع نیروهای مبارز سیاسی، شعری در مقدم بهار سروده که در واقع باید آن را سوگنامه بهار نامید.
سایه از مشهورترین چهره های شعر معاصر است و برخی از شعرهای نیمایی او از چنان شهرتی برخوردارند که به مثل سایر نزدیک می شوند، مثل "برای روزنبرگ ها" [ خبر کوتاه بود/ اعدامشان کردند] یا "احساس" ، "کاروان" و ...
زندگینامه هوشنگ ابتهاج

سالشمار زندگي و آثار ه . ا . سايه
درباره شعر گفته اند كه بايد انعكاس صداى روزانه باشد. سايه اى از واقعيت بنمايد و فراتر از زمان و زمانه خود پيش برود.
دراين تعريف مسلماً شعر شعراى بسيارى از دوران معاصر گنجانده مى شود.
با اين همه اما در ميان نام هاى ريز و درشتى كه در صد سال اخير سنگ بزرگ شعر را به پيش كشانده اند، نام هايى هستندكه هم عوام مى شناسندشان و هم خواص.


انتشار اخبار، مقالات و بيانيه ها در اين سايت الزاماً به معناي تاييد آن‌ها نيست
info@sedayemardom.net