|
|
ز دورباش حوادث دلم ز راه نرفت
بیا که با تو هنوزم هزار پیوندست
|
|
|
|
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
|
|
|
|
آن که حق است گمانش به گمانِ تو که نیست
گفت بیرون ز جهان است جهانِ تو که نیست
|
|
|
|
امیر هوشنگ ابتهاج معروف به «ه.الف سایه»، شاعر متخلص به سایه و موسیقی پژوه ایرانی است. او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
|
|
|
|
پرده افتاد
صحنه خاموش
آسمان و زمین مانده مدهوش
نقش ها رنگ ها چون مه و دود
رفته بر باد
مانده در پرده گوش
رقص خاموش فریاد
|
|
|
|
بال فرشتگان سحر را شکسته اند،
خورشید را گرفته به زنجیر بسته اند،
اما تو هیچگاه نپرسیده ای که :
مرد!
خورشید را چگونه به زنجیر می کشند؟
|
|
|
|
هوشنگ ابتهاج (سایه) در نخستین بهار پس از کودتای سال ۱۳۳۲ و قلع و قمع نیروهای مبارز سیاسی، شعری در مقدم بهار سروده که در واقع باید آن را سوگنامه بهار نامید.
|
|
|
|
سایه از مشهورترین چهره های شعر معاصر است و برخی از شعرهای نیمایی او از چنان شهرتی برخوردارند که به مثل سایر نزدیک می شوند، مثل "برای روزنبرگ ها" [ خبر کوتاه بود/ اعدامشان کردند] یا "احساس" ، "کاروان" و ...
|
|
|
|
زندگینامه هوشنگ ابتهاج
سالشمار زندگي و آثار ه . ا . سايه
|
|
|
|
درباره شعر گفته اند كه بايد انعكاس صداى روزانه باشد. سايه اى از واقعيت بنمايد و فراتر از زمان و زمانه خود پيش برود. دراين تعريف مسلماً شعر شعراى بسيارى از دوران معاصر گنجانده مى شود. با اين همه اما در ميان نام هاى ريز و درشتى كه در صد سال اخير سنگ بزرگ شعر را به پيش كشانده اند، نام هايى هستندكه هم عوام مى شناسندشان و هم خواص.
|
|
|
|